منوی سایت
مروری بر گذشته

داستان؛ارزش پدر

dastan-arzesh-pedar_www.jahaniha.com_

پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟


پسر ميگه : من..!
پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟!
پسر ميگه : بازم من شيرم…
پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!؟
پسر ميگه : بابا تو شيري…!
پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتي من حالا ميگي تو ؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا…

منبع:asriran.com





ببینید تو سواحل آنتالیا چه خبره + تصاویر


دانلود آهنگ جدید
لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

5 پاسخ به “داستان؛ارزش پدر”

  1. salar گفت:

    این داستان خیلی قدیمی بودمال قرن بوق بود

  2. فاطمه گفت:

    سلام
    اگرچه قديمي بود ولي هميشه قشنگ هستش

  3. شعاعی گفت:

    خیلی جالب بود و قشنگ ، ای کاش هیچ بچه ای پدرش و از دست نده که خیلی سخته . و هر کی داره قدرشو بدونه که خودش نعمته.

  4. کیمیا گفت:

    خیلی قشنگههههههههههههههههههههههه ولی قدیمی بود):

  5. ایمانه گفت:

    خیلی زیبــــــــابود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.




مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
X nex1network