بلیط هواپیما
منوی سایت
مروری بر گذشته
آموزش سئو

تبلیغات

جهانیها

سامتیک، سامانه خرید اینترنتی بلیط هواپیما و بلیط قطار با بهره گیری از جدیدترین تکنولوژی های روز و کادر متخصص و مجرب خود، با پیاده سازی بستری کاربر پسند و ساده و با ارائه خدمات با کیفیت در زمینه مسافرت هوایی و ریلی به شما کمک می کند با یک جستجوی ساده بلیط هواپیما و یا بلیط قطار مورد نظر خود را انتخاب و خریداری نمایید.
این وب سایت اقدام به جمع آوری تمام اطلاعات پرواز خطوط هوایی و ریلی ایران نموده تا با توجه به نیاز کاربران سهولت اسفاده از امکانات جهت خرید اینترنتی بلیط ارزان هواپیما چارتری و سیستمی و بلیط قطار در فضای مجازی بر اساس آخرین تغییرات در اختیار کاربران قرار گیرد.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید. از اخبار روز بازار خودرو و قیمت به روز خودرو مطلع گردید.

اشعار نیما یوشیج

اشعار نیما,نیما یوشیج

اميد پليد
اسفند 1319

در ناحيه يِ سَحَر، خروسان
اينگونه به رَغْمِ تيرگي مي خوانند:
ـ « آي آمد! صبحِ روشن از در


بگشاده به رنگِ خونِ خود پَر.
سوداگرهاي شبْ گريزان.
بر مَركبِ تيرگي نشسته،
دارند ز راهِ دور مي آيند. » …

از پيكرِ كلِّه بسته دودِ دنيا
آنگه بجهد شراره ها،
از هم بِدَرَند پرده هايي را
كه بسته ره نظاره ها،
خوانند بلندتر خروسان:
ـ « آي آمد صبح، خنده بر لب.
بر باد دهِ ستيزه يِ شب.
از هم گُسَلِ فسانه يِ هول،
پيوند نِهِ قطارِ ايّام،
تا بر سرِ اين غبارِ جنبنده
بنيانِ دگر كند.
تا در دلِ اين ستيزه جو طوفان
طوفانِ دگر كند.
آي آمد صبح! چست و چالاك
با رقصِ لطيفِ قرمزي هاش،
از قلّه يِ كوه هاي غمناك
از گوشه يِ دشت هاي بس دور،
آي آمد صبح! تا كه از خاك
اندوده يِ تيرگي كند پاك
وآلوده يِ تيرگي بشويد،
آسوده پرنده اي زند پَر.

اِستاده وليك در نهاني
سوداگرِ شب، به چشمِ گريان
چون مرده يِ جانور ز دُنب آويزان،
در زيرِ شكسته هاي ديوارش
حيران شده است و نيست
يك لحظه به جايگه قرارش.
آن دَم كه به زيرِ دودها پيداست
شكلِ رمه ها،
وز دور، خروسِ پيره زنْ خواناست،
او بيش تر آورد به دل بيم،
اين زمزمه ها
كز صبح خبر مي آورَد باز،
همچون خبرِ مرگِ عزيزان
او راست به گوش.

او ( آن دلِ حيله جويِ دنيا )
آن هيكلِ پر شتابِ خودبين،
خشكيده بجاي خود بسي غمگين
هر لحظه اي از غم است در حالِ دگر.

در زيرِ درخت هاي بالا رفته
از دودِ بريشم.
در پيشِ هزار سايه، شيدا رفته
افتاده پس آنگهان ز ره گم.
در زيرِ نگين چند روشن
كه بر سر دود آب
لغزان شده اند و عكس افكن،
آنگاه سوي موج گشته پرتاب
او جاي گزيده تا به هر سو نگرد
وز اَندُه پَر گشادنِ اين مرغ
آشفته شده، زبون شده، غصه خورَد.
اما زِ پسِ غبار، كي مي گويد
نه برقِ نگاهِ خادعانه ره مي جويد؟
كي مدّعي است چشمِ آن بدجوي،
بر چهره يِ تيره رنگ گنداب،
چون بسته نظر،
شيريني يك شبِ نهان را
تجديد نمي كند؟
او با نظرِ دگر در اين كهنه جهان مي نگرد،
با شكلِ دگر چو جنبد از جا
در ره گذرد،
زين روي سوارِ تازيانه يِ خود
مي باشد.
چون ذرّه دويده در عروقِ دنياي زبون
بس نقطه يِ تيرگي پيِ هم
مي چيند.
تا آنكه شبي سياه رو را
سازد به فريبِ خود سيه تر.
با دَمِ پُر از سمومش آن بيگانه
آلوده يِ خود بدارد آن را.
بر تيرگيِ سَحَر بياويزد
تا تيرگي از بَرَش
نگريزد.
تا دائمْ اين شب، سيه بمانَد
او مي مكد از روشنِ صبحِ خندان.
مي بلعد هر كجا ببيند
انديشه يِ مردمي به راهي ست درست.
وندر دلِشان اميد مي افزايد.
مي پايد
مي پايد
تا هيچ كه بر رهِ معين نايد،
از زيرِ سرشكِ سردِ چِركَش
بر رهگذران
مانده نگران،
مي سنجد روشن و سيه را
مي پرورد او به دل
امّيدِ زوالِ صبحگه را.

اشعار نیما,نیما یوشیج

غراب
مهر 1317

وقتِ غروب كز برِ كهسار، آفتاب
با رنگ هاي زردِ غمش، هست در حجاب
تنها نشسته بر سرِ ساحل، يكي غراب
وز دور، آب ها
همرنگِ آسمان شده اند و يكي بلوط
زرد از خزان،
كرده ست روي پارچه سنگي به سر، سقوط.
زان نقطه هاي دور
پيداست نقطه يِ سيهي.
اين آدمي بود به رَهي،
جوياي گوشه اي كه ز چشمِ كسان نهان،
با آن كند دَمي غمِ پنهانِ دل بيان.

وقتي كه يافت جاي نهاني ز روي ميل
چشم غراب، خيره از امواجِ مثلِ سيل
بر سوي اوست دوخته بي هيچ اضطراب
كز آن گذَرگَهان
چه چيز مي رسد، فرحي هست يا عذاب؟
يك چيز مثل هر چه كه ديده ست، ديده است.
خطّي به چشمِ اوست كه در ره كشيده است.
بنيادهاي سوخته از دور
ابري به روي ساحلِ مهجور.

هر دو به هم نگاه، در اين لحظه مي كنند
سر سوي هم ز ناحيه يِ دور مي كشند
اين شكل، يك غراب و سياهي
وان، آدمي، هر آنچه كه خواهي،
چون مايه يِ غم است به چشمش، غراب و زشت
عنوان او حكايتِ غم، رهزنِ بهشت.
بنشسته است تا كه به غم، غم فزايد او
بر آستانِ غم به خيالي درآيد او.
در، از غمي به رويِ خلايق گشايد او.
ويران كند سراچه يِ آن فكرها كه هست.
فرياد مي زند به لب از دور: اي غراب!
ليكن غراب
فارغ ز خشك و تر
بسته بر او نظر
بنشسته سرد و بي حركت، آنچنان بجاي
وآن موج ها، عبوس مي آيند و مي روند.
چيزي نهفته است.
يك چيز مي جَوَند.

اشعار نیما,نیما یوشیج

مرغ غم
آبان 1317

روي اين ديوارِ غم، چون دود رفته بر زِبَر
دائماً بنشسته مرغي، پهن كرده بال و پر
كه سرش مي جنبد، از بس فكرِ غم دارد به سر.

پنجه هايش سوخته،
زيرِ خاكستر فرو،
خنده ها آموخته،
ليك غم بنياد او.

هر كجا شاخي ست برجا مانده بي برگ و نوا
دارد اين مرغ كِدِر بر رهگذارِ آن صدا.
در هواي تيره يِ وقتِ سحر، سنگين بجا.

او، نواي هر غمش برده از اين دنيا بِدَر،
از دلي غمگين در اين ويرانه مي گيرد خبر.
گه نمي جنباند از رنجي كه دارد بال و پر.

هيچ كس او را نمي بيند، نمي داند كه چيست.
بر سرِ ديوار اين ويرانه جا، فريادِ كيست.
و بجز او هم در اين ره، مرغ ديگر راست زيست.

مي كشد اين هيكلِ غم، از غمي هر لحظه آه.
مي كند در تيرگي هايِ نگاهِ من، نگاه.
او مرا در اين هواي تيره مي جويد به راه.

آهِ سوزان مي كشم هر دَم در اين ويرانه من.
گوشه بگرفته منم، در بندِ خود، بي دانه من.
شمع چه؟ پروانه چه؟ هر شمع، هر پروانه من.

من به پيچاپيچ اين لوس و سمج ديوارها،
بر سر خطّي سيه، چون شب نهاده دست و پا
دست و پايي مي زنم چون نيمه جانان، بي صدا.

پس بر اين ديوارِ غم، هر جاش بفشرده بِهَم
مي كشم تصويرهاي زير، وَ بالاي غم
مي كشَد هر دَم غمم، من نيز غم را مي كشَم.

تا كسي ما را نبيند،
تيرگي هاي شبي را
كه به دلها مي نشيند،
مي كنم از رنگِ خود وا.

ز انتظار صبح با هم حرف هايي مي زنيم.
با غباري زرد گونه، پيله بر تن مي تنيم
من به دست، او بانگِ خود، چيزهايي مي كَنيم.

اشعار نیما,نیما یوشیج

ققنوس
بهمن 1316

ققنوس، مرغِ خوشخوان، آوازه ي جهان،
آواره مانده از وزشِ بادهاي سرد
بر شاخِ خيزران،
بنشسته است فرد.
بر گردِ او به هر سرِ شاخي پرندگان.

او ناله هاي گمشده، تركيب مي كند
از رشته هاي پاره يِ صدها صداي دور،
در ابرهاي مثل خطي تيره روي كوه،
ديوار يك بناي خيالي
مي سازد.
از آن زمان كه زرديِ خورشيد، روي موج
كمرنگ مانده است و به ساحل گرفته اوج
بانگِ شغال و مردِ دهاتي
كرده ست روشن، آتشِ پنهانِ خانه را.
قرمز به چشم، شعله يِ خُردي
خط مي كشد به زيرِ دو چشمِ درشتِ شب
وندر نقاطِ دور،
خلقند در عبور.
او، آن نواي نادره، پنهان چنانكه هست،
از آن مكان كه جاي گزيده ست، مي پرد.
در بين چيزها كه گره خورده مي شود
با روشني و تيرگيِ اين شبِ دراز
مي گذرد.
يك شعله را به پيش
مي نگرد.

جايي كه نه گياه در آنجاست، نه دَمي
تركيده آفتابِ سمج روي سنگهاش،
نه اين زمين و زندگي اش چيزِ دلكش است
حس مي كند كه آرزوي مرغ ها چو او
تيره ست همچو دود. اگر چند اميدشان
چون خرمني ز آتش
در چشم مي نمايد و صبح سفيدشان.
حس مي كند كه زندگيِ او چنان
مرغان ديگر ار بسر آيد
در خواب و خورد،
رنجي بُوَد كز آن نتوانند نام برد.

آن مرغِ نغزخوان،
در آن مكان ز آتش، تجليل يافته
اكنون به يك جهنم، تبديل يافته
بسته ست دمبدم نظر و مي دهد تكان
چشمانِ تيزبين.
وز روي تپه،
ناگاه، چون بجاي، پر و بال مي زند
بانگي برآرد از تهِ دلِ سوزناك و تلخ،
كه معني اش نداند هر مرغِ رهگذر،
آنگه ز رنج هاي درونيش مست،
خود را به روي هيبتِ آتش مي افكند.
بادِ شديد مي دمد و سوخته ست مرغ؟
خاكسترِ تنش را، اندوخته ست مرغ!
پس جوجه هاش از دلِ خاكسترش به در.

اشعار نیما,نیما یوشیج

هنگام كه گريه مي دهد ساز
1327

هنگام كه گريه مي دهد ساز
اين دود سرشتِ ابر بر پشت …
هنگام كه نيل چشم، دريا
از خشم به روي مي زند مُشت …

زان ديرْ سفر كه رفت از من
غمزه زن و عشوه ساز داده
دارم به بهانه هاي مانوس
تصويري از او به بَر گشاده.

ليكن چه گريستن، چه طوفان؟
خاموش شبي است، هر چه تنهاست.
مردي در راه مي زند نِي
وآواش فسُرده برمي آيد.
تنهاي دگر منم كه چشمم
طوفانِ سرشك مي گشايد.

اشعار نیما,نیما یوشیج

شب همه شب
تجريش. آبان 1337 «اين شعر را مخصوصاً به دو وزن ساخته ام»

شب همه شب شكسته خواب به چشمم
گوش بر زنگِ كاروانَستَم
با صداهاي نيم زنده ز دور
همعنان گشته، همزبان هستم.

جاده اما ز همه كس خالي است
ريخته بر سر آوار آوار
اين منم مانده به زندانِ شبِ تيره كه باز
شب همه شب
گوش بر زنگِ كاروانَستَم.

اشعار نیما,نیما یوشیج

منبع : nimayooshij.com



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ماه محرم | محرم 2016 ، اس ام اس و کارت پستال ماه محرم
مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
نبض ترانه
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
عروس
سايت عروس
خرید بک لینک
مشاوره حقوقی
مدل مو
رنگ مو
مدل لباس
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.