بلیط هواپیما
منوی سایت
مروری بر گذشته
آموزش سئو

تبلیغات

جهانیها
جهانیها

سامتیک، سامانه خرید اینترنتی بلیط هواپیما و بلیط قطار با بهره گیری از جدیدترین تکنولوژی های روز و کادر متخصص و مجرب خود، با پیاده سازی بستری کاربر پسند و ساده و با ارائه خدمات با کیفیت در زمینه مسافرت هوایی و ریلی به شما کمک می کند با یک جستجوی ساده بلیط هواپیما و یا بلیط قطار مورد نظر خود را انتخاب و خریداری نمایید.
این وب سایت اقدام به جمع آوری تمام اطلاعات پرواز خطوط هوایی و ریلی ایران نموده تا با توجه به نیاز کاربران سهولت اسفاده از امکانات جهت خرید اینترنتی بلیط ارزان هواپیما چارتری و سیستمی و بلیط قطار در فضای مجازی بر اساس آخرین تغییرات در اختیار کاربران قرار گیرد.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید. از اخبار روز بازار خودرو و قیمت به روز خودرو مطلع گردید.

اشعار عاشقانه سهراب سپهری

اشعار عاشقانه سهراب سپهری,شعرهای عاشقانه سهراب سپهری

اشعار عاشقانه سهراب سپهری

دروگران پگاه
پنجره را به پهنای جهان می گشایم:
جاده تهی است. درخت گرانبار شب است.


نمی لرزد ، آب از رفتن خسته است : تو نیستی ، نوسان نیست
تو نیستی ، و تپیدن گردابی است
تو نیستی ، و غریو رودها گویا نیست ، و دره ها ناخواناست
می آیی :‌ شب از چهره ها بر می خیزد ، راز از هستی می پرد
می روی : چمن تاریک می شود ، جوشش چشمه می کشند
چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد
سیمای تو می وزد ، و آب بیدار می شود
می گذری ، و آیینه نفس می کشد
جاده تهی است. تو باز نخواهی گشت ، و چشم به راه تو نیست
پگاه ، دروگران از جاده ی روبرو سر می رسند: رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند.

اشعار عاشقانه سهراب سپهری,شعرهای عاشقانه سهراب سپهری

شب هم آهنگی
لب ها می لرزند. شب می تپد. جنگل نفس می کشد.
پروای چه داری ، مرا در شب بازوانت سفر ده
انگشتان شبانه ات را می فشارم ، و باد شقایق دوردست را پر پر می کند
به سقف جنگل می نگری: ستارگان درخیسی چشمانت می دوند
بی اشک چشمان تو ناتمام است ، و نمناکی جنگل نارساست
دستانت را می گشایی ، گره تاریکی می گشاید
لبخند می زنی ، رشته ی رمز می لرزد
می نگری ، رسایی چهره ات حیران می کند
بیا با جاده ی پیوستگی برویم
خزندگان درخوابند. دروازه ی ابدیت باز است. آفتابی شویم
چشمان را بسپاریم ،که مهتاب آشنایی فرود آمد
لبان را گم کنیم ، که صدا نا بهنگام است
در خواب درختان نوشیده شویم ، که شکوه روییدن در ما می گذرد
باد می شکند. شب راکد می ماند. جنگل از تپش می افتد
جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم ، و شیره ی گیاهان به سوی ابدیت می رود.

اشعار عاشقانه سهراب سپهری,شعرهای عاشقانه سهراب سپهری

آوای گیاه
از شب ریشه سر چشمه گرفتم ، و به گرداب آفتاب ریختم
بی پروا بودم :  دریچه ام را به سنگ گشودم
مغاک چنبش را زیستم
هوشیاری ام شب را نشکافت ، روشنی ام روشن نکرد:
من تو را زیستم ، شبتاب دوردست!
رها کردم ، تا ریزش نور ، شب را بر رفتارم بلغزاند
بیداری ام سر بسته ماند : من خوابگرد راه تماشا بودم
و همیشه کسی از باغ آمد ، و مرا نوبر وحشت هدیه کرد
و همیشه خوشه چینی از راهم گذشت ، و کنار من خوشه ی راز از دستش لغزید
و همیشه من ماندم و تاریک بزرگ ، من ماندم و همهمه ی آفتاب
و از سفر آفتاب ، سرشار از تاریکی نور آمده ام:
سایه تر شده ام
و سایه وار بر لب روشنی ایستاده ام
شب می شکافد ، لبخند می شکفد ، زمین بیدار می شود
صبح از سفال آسمان می تراود
و شاخه ی شبانه ی اندیشه ی من بر پرتگاه زمان خم می شود.

اشعار عاشقانه سهراب سپهری,شعرهای عاشقانه سهراب سپهری

پرچین راز
بیراهه رفتی ، برده ی گام ، رهگذر راهی از من تا بی انجام ، مسافر میان سنگینی پلک و جوی سحرا.
در باغ ناتمام تو ، ای کودک! شاخسار زمرد تنها نبود ، بر زمینه ی هولی می درخشید.
در دامنه ی لالایی ، به چشمه ی وحشت می رفتی ، بازوانت دو سا حل نا همرنگ شمشیر و نوازش بود
فریب را خندیده ای ، نه لبخند را ، ناشناسی را زیسته ای ، نه زیست را
و آن روز ، و آن لحظه ، از خود گریختی ، سر به بیابان یک درخت نهادی ، به بالش یک وهم
در پی چه بودی ، آن هنگام ، در راهی از من تا گوشه گیر سکت آیینه ، درگذری از میوه تا اضطراب رسیدن؟
ورطه ی عطر را بر گل گستردی ، گل را شب کردی ، در شب گل تنها ماندی ،گریستی
همیشه ـ بهار غم را آب دادی ،
فریاد ریشه را در سیاهی فضا روشن کردی ، بر تب شکوفه شبیخون زدی ، باغبان هول انگیز
و چه از این گویاتر ، خوشه شک پروردی
و آن شب ، آن تیره شب ، در زمین بستر بذر گریز افشاندی
و بالین آغاز سفر بود ، پایان سفر بود ، دری به فرود ، روزنه ای به اوج
گریستی ، ( من ) بی خبر ، بر هر جهش ، در هر آمد ، هر رفت
وای ( من ) کودک تو ، در شب صخره ها ، از گود نیلی بالا چه می خواست؟
چشم انداز حیرت شده بود ، پهنه ی انتظار ، ربوده ی راز ، گرفته ی نور
و تو تنها ترین ( من ) بودی
و تو نزدیک ترین ( من ) بودی
و تو رساترین ( من ) بودی ، ای ( من ) سحرگاهی ، پنجره ای بر خیرگی دنیا ها سر انگیز.

همچنین ببینید

منبع : mano-tanhaee.blogfa.com



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ماه محرم | محرم 2016 ، اس ام اس و کارت پستال ماه محرم
مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
نبض ترانه
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
عروس
سايت عروس
خرید بک لینک
تور های لحظه آخری
ارائه دهنده معتبرترین تورها از آژانس های مسافرتی
مشاوره حقوقی
تور پوکت
مدل مو
رنگ مو
مدل لباس
دانلود فیلم
آرشیو فیلم های برتر کلاسیک و روز سینمای جهان
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.