منوی سایت
مروری بر گذشته

داستان کوتاه خرس و اژدها

داستان کوتاه خرس و اژدها داستان کوتاه خرس و اژدها اژدهایی خرسی را به چنگ آورده بود و می‌خواست او را بکشد و بخورد.

ادامه مطلب

داستان کوتاه صیاد و ماهی

داستان کوتاه صیاد و ماهی داستان کوتاه صیاد و ماهی صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد.

ادامه مطلب

داستان آموزنده جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز

داستان آموزنده جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز داستان آموزنده جوجه عقاب اثر گابریل گارسیا مارکز کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.

ادامه مطلب

حکایت کریم تر از حاتم

حکایت کریم تر از حاتم حکایت کریم تر از حاتم حاتم را پرسیدند که :«هرگز از خود کریمتر دیدی؟»

ادامه مطلب

حکایت دیو و سلیمان

حکایت دیو و سلیمان حکایت دیو و سلیمان سلیمان فرزند داود، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود،

ادامه مطلب

داستان کوتاه صرف شام با زنی دیگر

داستان کوتاه صرف شام با زنی دیگر داستان کوتاه صرف شام با زنی دیگر روزی همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. او گفت که مرا دوست دارد ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.

ادامه مطلب

داستان کوتاه راه رفتن سگ روی آب

داستان کوتاه راه رفتن سگ روی آب داستان کوتاه راه رفتن سگ روی آب او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع […]

ادامه مطلب

داستان پندآموز هر چه خدا بخواهد

داستان پندآموز هر چه خدا بخواهد داستان پندآموز هر چه خدا بخواهد آرتور اش قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد.

ادامه مطلب

داستان کوتاه خروس

داستان کوتاه خروس داستان کوتاه خروس می گویند مردی ، خروسی خرید و به خانه برد. وقتی وارد شد ، همسر جوانش ، سر و رویش را پوشاند و نهیب زد: ای مرد! غیرتت چه شده است؟ روزها که تو نیستی ، آیا من باید با این خروس که جنس مخالف است ، تنها بمانم؟ […]

ادامه مطلب

حکایت مرد اسیر و شاه از گلستان سعدی

حکایت مرد اسیر و شاه از گلستان سعدی حکایت مرد اسیر و شاه از گلستان سعدی در یکى از جنگ‌ها، عده‌اى را اسیر کردند و نزد شاه آوردند

ادامه مطلب

داستان کوتاه درخت مشکلات

داستان کوتاه درخت مشکلات داستان کوتاه درخت مشکلات نجار با دو دستش ، شاخه های درخت را گرفت .چهره اش بی درنگ تغییر کرد.خندان وارد خانه شد، همسر و فرزندانش به استقبالش آمدند ، برای فرزندانش قصه گفت ، و بعد با دوستش به ایوان رفتند تا نوشیدنی بنوشند.

ادامه مطلب

داستان کوتاه چه کشکی چه پشمی

داستان کوتاه چه کشکی چه پشمی داستان کوتاه چه کشکی چه پشمی چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.

ادامه مطلب

حکایت بهلول شکم سیر

حکایت بهلول شکم سیر حکایت بهلول شکم سیر روزی از روزها هارون الرشید از بهلول دیوانه پرسید :

ادامه مطلب

حکایت کوتاه گله از همسر

حکایت کوتاه گله از همسر حکایت کوتاه گله از همسر با کاروان یاران به سوى دمشق رهسپار شدیم. به خاطر موضوعى از آنها ملول و دلتنگ شدم.

ادامه مطلب

حکایت مرد دباغ در بازار عطر فروشان

حکایت مرد دباغ در بازار عطر فروشان حکایت مرد دباغ در بازار عطر فروشان روزی مردی از بازار عطرفروشان می‌گذشت، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد. مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی می‌گفت، همه برای درمان او تلاش می‌کردند.

ادامه مطلب




مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
X nex1network