فروشگاه اینترنتی کیف و کفش بلیط هواپیما

تبلیغات
منوی سایت
مروری بر گذشته

نقد فیلم 50 کیلو آلبالو , 50 کیلو تجارت،50 گرم سینما

نقد فیلم 50 کیلو آلبالو , 50 کیلو تجارت،50 گرم سینما

مانی حقیقی کارگردان 50 کیلو آلبالو همان فیلمساز جسوری است که قبل و بعد این تصاویر پرت و پلا،فیلم دیدنی ساخته و می شود این یک مورد را هم با توجه به هدف علنی اش از ساخت آن،به عنوان یک زنگ تفریح شیطنت آمیز در کارنامه اش قلمداد کرد و از کنارش با پوزخند و تکان دادن سر گذر کرد.

50 کیلو آلبالو

50 کیلو آلبالو

چندان جذاب نیست که برای نقد فیلمی،به مسائل فرامتنی یا کارنامه گذشته کارگردان پرداخته شود.آن فیلمی برای نقد کردن جذاب است که خودش به اندازه کافی حرف (یا ادعا!) داشته باشد.اما بعضی فیلم ها راهی جز پرداختن به آن مسائل باقی نمی گذارند.فیلم 50 کیلو آلبالو از این دسته است.چرا که علیرغم ضعف باورنکردنی در فیلنامه و اجرا،به فروش خیره کننده رسیده و کاگردانش هم مانی حقیقی است.
سینما یک هنر است،اما یک صنعت هم هست.یک صنعت پیچیده و حساس.با توجه به محدودیت اکران فیلم خارجی در ایران،مخاطب حرفه ای،روشنفکر،هنری،دانشگاهی و… که تمرکزش به سینمای اصیل و فاخر است و در فیلم های روز دنیا هم به زحمت فیلم درخشانی می یابد،شاید از جایی به بعد رابطه اش با سینما رفتن قطع شود و فراموش کند که فیلم ها ساخته می شوند تا روی پرده اکران شوند و با فروش بلیط،پاسخگوی هزینه های تولیدشان باشند.به طور معمول،برای تهیه کننده و سرمایه گذار فیلم،تحسین منتقدان و جامعه اقلیت مخاطب حرفه ای،شاید مهم باشد،اما اکران مناسب و فروش خوب از هر چیزی مهتر است.برای خود سینما و ادامه مسیرش و برای رشد و پایندگی فیلمساز و عوامل سازنده فیلم هم این ضروری و بدیهی است که فیلمش به حذ مطلوبی “دیده شود”.
زیبایی ماجرا در این است که فیلمساز بتواند بین وجه هنری-فرهنگی-انسانی-اجتماعی و این وجه صنعتی-تجاری سینما تعادل نسبی ایجاد کند.اما معمولا (و به خصوص و به خصوص در سینمای ایران) یک فیلم به یکی از این دو طرف متمایل می شود و مثلا ما فروش پایین قاعده تصادف و نقد های بی شمار مخالف یا حتی معاند! با نهنگ عنبر را برایشان شکست نمی دانیم.
مانی حقیقی از آغاز تاکید داشت که “این فیلم را جدی نگیرید.” و این بار “خواسته ام ساخت کمدی پرفروش را تجربه کنم.” خیل بازیگران فیلم که غالب شان را در فیلم های عمدتا کمدی ضعیف،یا حتی سخیف دیده بودیم،گریم های عجیب و صحنه های کمیک و مضحکی که بعد ها در تریلر فیلم دیده شد،همه و همه ما را آماده کرده بودند که با اطمینان به دعوت کارگردان به تماشای فیلم کذا بنشینیم.اما ته دل مان می گفت:کارگردانش مانی حقیقیه!پذیرایی ساده!کنعان!اژدها!با تموم این حرفا،لابد بازم فیلمش قصه جالبی داره و لحظه های خوبی…
اما دریغ!فیلم به طرز فاجعه باری عاری از هنر و ظرافت است و هیچ لحظه اش قابل دفاع نیست.یک خط داستانی به شدت تکراری و پیش پا افتاده و زرد،با کلی شخصیت بی هویت و بی شناسنامه و کلی لحظه های بی ربط که از شدت بی منطقی پشت سر هم آمدنشان،مو به تن آدم سیخ می شود.هیچ لحظه فیلم خنده ای واقعی و عمیق ایجاد نمی کند و اگر قهقهه های گهگاهی سالن سینما را مطرح کنید،باید گفت انبوه بازیگران با آن کارنامه معین،با گریم و لباس کمیک و اغراق آمیز،هر ژانگولری را با موسیقی لوس و هزل فیلم و اجرایی “شونه تخم مرغی” همراه می کنند تا از ما گدایی خنده کنند.بازیگر ها همین طور گروه گروه دنبال هم از این سکانس به سکانس بعدی می روند و یک “خب که چی؟” بزرگ را تحویل می گیرند.داستان فیلم نه سر دارد و نه ته.اصلا فیلم فیلنامه ندارد!و بدبختانه هیج موقعیت ماندگار یا قاب چشمگیر ندارد که حداقل به خاطر آن،کمی با فیلم مهربان شویم.
در یک کلام:فیلم خیلی “مقوا” تر و “ماقبل فیلم” تر از این حرف هاست و اصلا در حدی نیست که راجع به ساختار فیلنامه یا کارگردانی و اجرایش حرف زده شود.
آن چه می ماند،شیطنت های مانی حقیقی است که لابلای همین بلبشوی تصویری،خط های قرمزی را که در فرامتن و جنجال های جناحی داخل سینما،به شدت به طرفداران و وضع کننده هایش تاخته،با رندی هل داده و کنار همه شوخی های سخیف و حتی مستهجن فیلم،با این سکانس های شیطنت بار،جماعت کثیری از مخاطبانی را که در این زمینه،عقایدی شبیه خودش دارند(از جمله نگارنده!)،تا حدودی سر حال آورده است.
فیلم اما به هدف فیلمسازش رسیده است.در سالی که نوروزش برای سینما بسیار پربار بوده و سینما رفتن خودش تبدیل به یک تفریح ضروری و ناگزیر شده است،مخاطبان گسترده فیلم های دیگر،این فیلم را هم از قلم نینداختند و با پاپ کورن در سالن نشستند و این فاجعه تصویری را به ضرب و زور تمام المان های توخالی اما پرزرق و برقش تماشا کردند،و البته که فیلم هم فروشی خیره کننده  و میلیاردی داشته است.
اما تنها نکته مثبت فیلم تیتراژ پایانش بود!از دو جهت:اول این که مطمئن شدیم بالاخره این کابوس تمام شده است و می توانیم سالن را ترک کنیم!و دوم این که،این تنها عنصر جذاب و خلاقانه فیلم،ما را یاد تیتراژ جذاب “پذیرایی ساده” و تیتراژ دیدنی و تکان دهنده “اژدها وارد می شود” انداخت و یادمان آورد که مانی حقیقی همان فیلمساز جسوری است که قبل و بعد این تصاویر پرت و پلا،فیلم دیدنی ساخته و می شود این یک مورد را هم با توجه به هدف علنی اش از ساخت آن،به عنوان یک زنگ تفریح شیطنت آمیز در کارنامه اش قلمداد کرد و از کنارش با پوزخند و تکان دادن سر گذر کرد.

فرشاد مجاهدی – سلام سینما

 

همچنین ببینید



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات

مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
جت پرینتر تاریخ زن
راهنمای خرید خودرو
لباس عروس
شیک ترین و جدید ترین مدل لباس عروس
تور های لحظه آخری
ارائه دهنده معتبرترین تورها از آژانس های مسافرتی
عروس
سايت عروس
فرش ایرانی
آموزشگاه زبان انگلیسی
بک لینک
مشاوره حقوقی
تور پوکت
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ خارجی
پرسپولیس
دانلود آهنگ جدید
مدل مو
مدل مانتو
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس
دوربین دیجیتال
سایت عاشقانه
عکس عاشقانه , اس ام اس عاشقانه , شعر عاشقانه
دانلود فیلم
آرشیو فیلم های برتر کلاسیک و روز سینمای جهان
طراحی وب سایت حرفه ای
درب اتوماتیک شیشه ای
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید و موزیک ویدئو های جدید با لینک مستقیم
زیورآلات بدلیجات دکوریکور
انگشتر گوشواره گردنبند سرویس کمربند گل سر
مزون
مرجع معرفی مزون های لوکس مانتو
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
خرید کریو
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.
کانال موزیک | کانال دانلود آهنگ جدید