تبلیغات

تبلیغات
منوی سایت
مروری بر گذشته

نقد فیلم 50 کیلو آلبالو , یک شوخی

نقد فیلم 50 کیلو آلبالو , یک شوخی

در همین ابتدا بگویم، «50 کیلو آلبالو» برای من به مثابه یک علامت تعجب است؛ تعجب از این¬که چرا و چگونه فیلمسازی که «اژدها وارد می شود» اش همزمان بر پرده ی اکران است دست به ساخت فیلمی چون «50 کیلو…» زده است؟ البته حقیقی خود پاسخ این سوال را می دهد؛ ظاهراً ساخته شدن چنین فیلمی تنها از میل فیلمساز به تجربه گرایی نشئت می گیرد و دلیل دیگری ندارد و احتمالاً به اندازه ی گنگی و بی محتوایی نامش به یک شوخی شبیه است، فیلمی که نباید و نمی توان جدی اش گرفت.

پوستر فیلم 50 کیلو آلبالو

پوستر فیلم ۵۰ کیلو آلبالو

برخلاف نظر مخاطبینی که تبلیغات فیلم را «فریبنده» خطاب می کنند به نظر من تبلیغات فیلم دروغی درباره ی ماهیت آن نمی گوید. شما با فیلمی شلوغ رو به روئید؛ شخصیت های متعددی که عملاً کارکرد چندانی در فیلم ندارند، قهرمانان جوان و خوش چهره ای که به سادگیِ فیلمفارسی های دهه ی 40 دل به یکدیگر می سپارند و وقایعی کاملاً قابل پیش بینی که از همان تبلیغات پر سر و صدای فیلم نیز قابل حدس اند. بنابراین مخاطب می تواند کاملاً آگاهانه به تماشای فیلم برود و بداند با چه فیلمی رو به روست.
به شخصه مخالف ژانر کمدی نیستم و فکر می کنم یک کمدی قوی و ایده آل می تواند به مراتب تأثیر بیشتری از یک درام متوسط بگذارد اما آن چه تا حدودی در رابطه با فیلم آخر حقیقی آزاردهنده است سردرگمی های ساب ژانری فیلم است و این که فیلمساز مشخص نمی کند هدفش ساخت کدام گروه از فیلم های کمدی بوده است و به وضوح پیداست او هیچ حرف مهمی را قرار نیست در کالبد و قالب طنز به مخاطبش ارائه دهد.
«50 کیلو آلبالو» طنزی ساده دارد؛ داستان آن پرفراز و نشیب نیست و پیرنگ اصلی داستان آشنایی دو جوان است که ظاهراً هیچ نقطه ی ارتباطی با هم ندارند و یک «اتفاق» سرنوشت آن دو را به هم گره می زند و همان طور که از همان ابتدا قابل پیش بینی ست در انتها نیز این آشنایی به عشق واقعی میان آن ها ختم می شود.
فیلم ریتم تندی دارد. مولفه های آشنای سینمای حقیقی (همچون علاقه اش به آبادان ) در آن به چشم می خورند. شخصیت های فیلم متعددند و گاهی حضور برخی هایشان هیچ کارکردی در فیلم ندارد. اتفاقات، عمدتاً داستان را جلو می برند. روابط عِلّی فیلم اصلاً منطقی نیستند. فیلم آمیزه ایست از بازیگران متفاوت؛ متفاوت بدان معنا که در آن هم امید روحانی را می بینید، هم بازیگران طنزهای نود قسمتی تلویزیون، هم ستارگان قدیمی سینمای ایران همچون افسانه بایگان و هم چهره های جدیدتری مانند هستی مهدوی.
همان طور که گفته شد، مانی حقیقی با ساخت «50 کیلو آلبالو» قصد داشته است فضای سینمای تجاری را تجربه کند، این که موفق بوده به هدفش دست یابد یا نه را خودش باید بگوید اما آنچه به عنوان تماشاگر یا شاید بهتر باشد بگوییم مخاطب فیلم های او تعجب برانگیز است خالی بودن فیلم او از هرگونه خلاقیتی ست که شاید از این باور غلط در سینمای ایران نشئت می گیرد که فیلم کمدی را نباید جدی گرفت و بنابراین عمده فیلمهای کمدی ایران با فیلمنامه هایی دم دستی و غیر قابل تحلیل ساخته می شوند! به بیانی ساختار فیلمنامه ی این دست فیلم ها به قدری آشفته و سطحی نگرانه است که اساساً قابلیت مورد تحلیل واقع شدن را نخواهند داشت و منتقدان برای تجزیه و تحلیل و نقد کمتر به سراغ چنین فیلم هایی می روند.
آنچه از مانی حقیقی انتظار می رود این است که حتا برای یک کمدی، چارچوب و زیربنایی قدرتمندتر در نظر می گرفت زیرا توقع مخاطب از سازنده ی «یک پذیرایی ساده» و «اژدها ..» آن است که حتی کمدیهایش با کمدی های رایج و مصطلح سینمای ایران تفاوت داشته باشند. کاش حقیقی موقعیت های داستانش را باورپذیرتر از آب درمی­ آورد و از شوخی های کلامی و دم دستی فاصله می گرفت. او در «پنجاه کیلو آلبالو» با بهره گیری از برخی اصول کمدی های اسلپ استیک و برخی مولفه های کمدی رمانتیک های هالیوودی، تمپوی سریع، دیالوگ های تند و کنایه دار و لوکیشن ها و طراحی لباس  پر زرق و برق قصد آن را دارد که به زندگی پوچ طبقه مرفهی نزدیک شود که حتی عشق و ازدواج و مسائلی این چنین نیز برایشان نه تنها جدی نیست بلکه کاملاًراحت طلبانه درباره اش تصمیم می گیرند.
آنچه بدیهیست، کارگردانی خوب فیلم است. فیلمنامه ی دم دستی و ضعیف «50 کیلو آلبالو» در اجرا خوب از آب درآمده است. کار ریتم خود را حفظ می کند، تعقیب و گریزها، بزن و بکوب ها، بازی های یکدست  و … کارگردان را به فضای مطلوب خود نزدیک می کنند اما حاصل کار به لحاظ محتوا و مضمون متاسفانه همچون نود درصد دیگر از کمدی های ایران ضعیف و فاقد ارزش است.
سینما باید پررونق باشد. ستارگان پرشمار «50 کیلو آلبالو» می توانند به گیشه ی فیلم رونق و اعتبار بخشند و نمی توان ایرادی از این انتخاب گرفت زیرا نه بازیگران مجبور به بازی در این فیلم بوده اند و نه حقیقی کسی را به زور سر کارش آورده اما حقیقتاً نقش فرهاد آئیش، نادر سلیمانی، مهران غفوریان، بهنوش بختیاری یا حتی ویشکاآسایش چه قدر در فیلم مهم و پیش برنده است؟ اگر بازیگرانی گم نام به جای آن ها این نقش های کوتاه را ایفا می کردند نتیجه ی کار تا چه حد تفاوت می کرد؟ آیا حضور خیل عظیم ستارگان در فیلم تنها به صرف فروش بیشتر آن است؟
«50 کیلو آلبالو» فیلم خوبی نیست و دست کم من را به خنده نینداخت اما اگر توانسته باشد به همان هدف اولیه ی خنداندن مخاطب دست پیدا کند باز هم جای شکرش باقی ست. امیدوارم از این پس میل چنین تجربه گرایی هایی به سر حقیقی نزند تا شاهد فیلم هایی خوب و درخشان از او باشیم و نه شوخی هایی همچون «50 کیلو آلبالو».
نوشته شده توسط یاسمن خلیلی فرد-سلام سینما

 

همچنین ببینید



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فروشگاه اینترنتی کیف و کفش بلیط هواپیما
مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
جت پرینتر تاریخ زن
راهنمای خرید خودرو
لباس عروس
شیک ترین و جدید ترین مدل لباس عروس
تور های لحظه آخری
ارائه دهنده معتبرترین تورها از آژانس های مسافرتی
عروس
سايت عروس
فرش ایرانی
آموزشگاه زبان انگلیسی
بک لینک
مشاوره حقوقی
تور پوکت
پرسپولیس
مدل مو
مدل مانتو
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس
دوربین دیجیتال
سایت عاشقانه
عکس عاشقانه , اس ام اس عاشقانه , شعر عاشقانه
دانلود فیلم
آرشیو فیلم های برتر کلاسیک و روز سینمای جهان
طراحی وب سایت حرفه ای
درب اتوماتیک شیشه ای
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید و موزیک ویدئو های جدید با لینک مستقیم
زیورآلات بدلیجات دکوریکور
انگشتر گوشواره گردنبند سرویس کمربند گل سر
مزون
مرجع معرفی مزون های لوکس مانتو
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
خرید کریو
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.
کانال موزیک | کانال دانلود آهنگ جدید