بلیط هواپیما
منوی سایت
مروری بر گذشته
آموزش سئو

تبلیغات

جهانیها
جهانیها

سامتیک، سامانه خرید اینترنتی بلیط هواپیما و بلیط قطار با بهره گیری از جدیدترین تکنولوژی های روز و کادر متخصص و مجرب خود، با پیاده سازی بستری کاربر پسند و ساده و با ارائه خدمات با کیفیت در زمینه مسافرت هوایی و ریلی به شما کمک می کند با یک جستجوی ساده بلیط هواپیما و یا بلیط قطار مورد نظر خود را انتخاب و خریداری نمایید.
این وب سایت اقدام به جمع آوری تمام اطلاعات پرواز خطوط هوایی و ریلی ایران نموده تا با توجه به نیاز کاربران سهولت اسفاده از امکانات جهت خرید اینترنتی بلیط ارزان هواپیما چارتری و سیستمی و بلیط قطار در فضای مجازی بر اساس آخرین تغییرات در اختیار کاربران قرار گیرد.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید. از اخبار روز بازار خودرو و قیمت به روز خودرو مطلع گردید.

نقد فیلم کفش‌هایم کو؟ (where are my shoes?), یک آلزایمری ترانه خوان

نقد فیلم کفش‌هایم کو؟ (where are my shoes?), یک آلزایمری ترانه خوان

ابتدای فیلم کفش‌هایم کو؟ : ” دست هائی که کیانیان را در فیلم لمس می کنند، دست های همسر او است “

کفش هایم کو؟

کفش هایم کو؟

نگارش و اعلام این جمله قبل از شروع تیتراژ فیلم ” کفشهایم کو” به اندازه ای اهمیت داشت که باید گفت: پایان فیلم را برای تماشاچی، در همان شروع  آن رقم زد. این جمله قبل از اینکه خود را با ماهیت و چگونگی فیلم مرتبط نماید، ذهن تماشاچیان را از فضای فیلم، به موضوع ازدواج کیانیان با بهاره کیان افشار که بسیاری از آن اطلاع نداشتند، معطوف نمود و تا آخر فیلم آنها را رها نکرد. کیانیان ( حبیب ) و همسر وی بهاره کیان افشار( تینا ) شاید راضی به این کار نبودند، اما محدودیت های سینمای ایران، اجازه هر گونه تماس میان زن و مرد را در این سینما از کارگردان ( کیومرث پور احمد ) سلب کرده است و در نتیجه  این موضوع  وی ( پور احمد ) را بر سر یک دو راهی بزرگ قرار داد، جمله فوق یا باید در ابتدای فیلم مطرح می شد، که در این صورت اتفاق فوق رخ می داد و یا باید آنرا به پایان فیلم واگذار می نمود که در اینصورت نیز ذهن تماشاچی در طول فیلم به سمت توجه به یک بدعت شکنی جسورانه کشیده می شد و این امر ذهن او را تا آخر فیلم مشغول می نمود. راه سومی نیز وجود نداشت، چرا که با عدم اعلام موضوع، فیلم مشکل ممیزی پیدا می کرد و از اکران آن جلوگیری بعمل می آمد.  لذا نتیجه ای که از این امر عاید می شود، اینکه پور احمد از همان ابتدا، دست به یک انتخاب و کار نادرست زده و فیلم را تحت الشعاع آن قرار داده است.

اصغر فرهادی در فیلم اسکاری “جدائی نادر از سیمین”، برای اینکه با چنین مشکلی روبرو نشود، پرستاری از پدر آلزایمری پیمان معادی را به خود او واگذار نمود، تا معادی او را به شیوه خود تر و خشک نماید و می بینیم که با این کار، نه تنها فیلم خود را در داخل با مشکل ممیزی روبرو نساخت، بلکه در خارج نیز بعنوان یک عمل انسان دوستانه  آن را بیشتر مورد توجه و عنایت قرار داد.

پور احمد در فیلم ” کفشهایم کو ” تلاش زیادی بعمل می آورد تا با استفاده از موضوع آلزایمر، اگر هم راه  فرهادی را نمی رود، حداقل یک درام خانوادگی توام با چاشنی عشق و محبت پدر و فرزند به یکدیگر بوجود آورد، اما علیرغم بازی تقریباً قابل قبول کیانیان، بدلیل ساختار ضعیف فیلمنامه و امکان مانور محدود حول موضوع فیلم، موفق به این کار نمی شود و در نتیجه ” کفشهایم کو ” به فیلمی کش دار تبدیل شده و در نهایت بدلیل مشکل ارتباط با تماشاچی، به یک فیلم معمولی تبدیل می شود.

پوراحمد ضمن ساخت فیلمی با موضوع آلزایمر، در حالی که هنوز موفقیت فیلم ” جدائی نادر از سیمین”، تیتر رسانه ها است، ریسک بزرگی کرده است. این شاید ناشی از فقر فیلمنامه خوب در سینمای ایران و یا نوعی بلند پروازی برای قدم گذاشتن در مسیری بوده است که به موفقیت ختم شد، اما با شناختی که از پوراحمد وجود دارد، وی اهل ریسک نبوده و شاید علت همان نکته اول باشد که در هر صورت، پوراحمد اشتباه کرده، و به اشتباه خود در زمان اکران عمومی فیلم بیشتر پی خواهد برد.

پور احمد در پرداخت مشکل یک آلزایمری نیز دچار اشتباهات عمده بوده است. این چه نوع آلزایمری است که فرد آلزایمری اسم زن و دخترش را فراموش نکرده، از رفتن آنها به خارج دقیقاً اطلاع دارد؟ شناسنامه را در حالی که کسی نمی تواند، آن را پیدا کند، پیدا می کند. ساز می زند، ترانه های بلند می خواند، ریشش را خودش می زند، خودش استحمام می کند و …….

همه اینها به جای خود، تماشاچی تا آخر منتظر می ماند تا با آمدن همسر وی پریناز ( رویا نونهالی ) از خارج و تلاش او برای بازگرداندن حافظه حبیب، وی در نهایت دختر خود را بشناسد و او را ( بدون ترس از ممیزی) در آغوش بکشد. اما این اتفاق تا آخر رخ نمی دهد و پوراحمد تماشاچی را در حالی که پریناز همچنان موعظه می کند!، ناراضی از سالن سینما به خانه می فرستد.

شاید بهترین تعبیری که به این اتفاق بتوان داد، ” درام نیمه تمام ” باشد.

فیلمبرداری در یک فضای بسته با نورپردازی غیر معمول، بازی معمولی بهاره و تینا، بازی بشدت مصنوعی و ضعیف مجید مظفری، ضعف فیلمنامه، موسیقی نه چندان دلچسب و ….. همه و همه دست به دست هم داده اند تا فیلمی متوسط تولید و ارائه شود.

از کیومرث پور احمد بعید بود که چنین فیلم ضعیفی را بسازد، اما چه می شود، کرد که خطا و اشتباه نیز جزئی از زندگی ما انسان ها است و پوراحمد نیزاز این قاعده مستثنی نیست.

 

همچنین ببینید



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ماه محرم | محرم 2016 ، اس ام اس و کارت پستال ماه محرم
ads
مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
نبض ترانه
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
عروس
سايت عروس
خرید بک لینک
تور های لحظه آخری
ارائه دهنده معتبرترین تورها از آژانس های مسافرتی
مشاوره حقوقی
تور پوکت
مدل مو
رنگ مو
مدل لباس
دانلود فیلم
آرشیو فیلم های برتر کلاسیک و روز سینمای جهان
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.