بلیط هواپیما
منوی سایت
مروری بر گذشته
آموزش سئو

تبلیغات

جهانیها

سامتیک، سامانه خرید اینترنتی بلیط هواپیما و بلیط قطار با بهره گیری از جدیدترین تکنولوژی های روز و کادر متخصص و مجرب خود، با پیاده سازی بستری کاربر پسند و ساده و با ارائه خدمات با کیفیت در زمینه مسافرت هوایی و ریلی به شما کمک می کند با یک جستجوی ساده بلیط هواپیما و یا بلیط قطار مورد نظر خود را انتخاب و خریداری نمایید.
این وب سایت اقدام به جمع آوری تمام اطلاعات پرواز خطوط هوایی و ریلی ایران نموده تا با توجه به نیاز کاربران سهولت اسفاده از امکانات جهت خرید اینترنتی بلیط ارزان هواپیما چارتری و سیستمی و بلیط قطار در فضای مجازی بر اساس آخرین تغییرات در اختیار کاربران قرار گیرد.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید. از اخبار روز بازار خودرو و قیمت به روز خودرو مطلع گردید.

نقد فیلم عادت نمی کنیم , عادت شکنی

نقد فیلم  عادت نمی کنیم , عادت شکنی

«عادت نمی کنیم» آخرین ساخته ی ابراهیم ابراهیمیان پس از فیلم «ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه» است.

عادت نمی کنیم

عادت نمی کنیم

باید این را بگویم که با پیش زمینه ی ذهنی بدی به سراغ تماشای این فیلم رفتم و این مسئله دو دلیل داشت؛ اولین این که نتوانسته بودم با فیلم قبلی ابراهیمیان ارتباط خوبی برقرار کنم و در یک کلام آن فیلم را دوست نداشتم. دلیل دوم، نظرهای منفی متعددی بود که پیش از تماشای فیلم از دوستان و منتقدان دیگر شنیده بودم که نسبت به فیلم بدبینم کرده بود اما به محض آغاز فیلم و پیشرفت داستان، تصور اولیه ام کاملاً در هم شکست؛ «عادت می کنیم» فیلم خوبی است. این بدان معنا نیست که فیلم بی عیب و ایراد است؛ اما فیلم با استانداردهای مورد قبول مخاطب ایرانی ساخته شده است و حداقلش این است که برخلاف بسیاری از فیلم های امسال جشنواره می تواند مخاطب را تا پایان با خود همراه کند.
فیلمنامه ی «عادت نمی کنیم» چارچوب بیرونی درستی دارد. روایت، در نقطه ی درستی آغاز می شود و بحران به موقع اتفاق می افتد، گره داستان در جای درست خود قرار دارد و عنصر گره گشایی و – نه البته حل و فصل-  به موقع و به شکل درستی اتفاق می افتند، بنابراین اگر فیلمنامه را براساس ساختار سه پرده ای بسنجیم، این روایت خطی که ضرباهنگ مناسبی هم دارد، به درستی پیش می رود و عناصر درام در جای درست خود قرار می گیرند، اما در درون درام، برخی چیزها مجهول می مانند، برخی سوالات بی جواب می مانند و به نظر می رسد خود فیلمنامه نویس نیز در پاسخگویی و چرایی بسیاری از پرسش ها عاجز مانده است. فیلم ابراهیمیان به مثابه بسیاری از فیلم های دیگر این روزهای سینمای ایران در راستای جریانِ موج نویی که اصغر فرهادی ایجادگر آن بود (!) ساخته شده است. فیلمساز و فیلمنامه نویس (سارا سلطانی) نهایت تلاش خود را می کنند تا همانند فرهادی به جزییات وارد شوند و به دنبال منطق های دراماتیک قوی در فیلم باشند و رازها را تا پایان به شکلی پذیرفتنی مخفی نگاه دارند و در پایان به مخاطب ضربه بزنند و او را غافلگیر سازند اما به دلیل گنگ بودن برخی از همین جزییات و دم دستی بودن بعضی دیگرشان این اتفاق به آن شکل رخ نمی دهد. نمی گویم فیلم باورناپذیر است؛ اتفاقاً «عادت می کنیم» در فضاسازی موفق عمل کرده است. به نظر می رسد فضای مورد نظر فیلمساز به درستی در فیلمش درآمده اما لنگی هایی در فیلمنامه به چشم می خورد که خود را به مخاطب نشان می دهد و بر دل فیلم نمی نشیند.
از دیگر ضعف های بزرگ فیلمنامه، پایان باز آن است، پایانی که شاید نشود آن را «پایان باز» به شیوه ی پایان بازهای اصغر فرهادی تلقی کرد؛ این فیلم بیشتر یک پایان معلق و بلاتکلیف دارد و به باور من زمان زیادی لازم است تا فیلمسازانِ پیروِ فرهادی درک کنند هر پایان بازی، نمی تواند به موفقیت فیلم بینجامد و صرفِ تقلید از فرهادی در انتخاب پایان باز برای یک فیلم نمی تواند آن را در رده ی فیلم های او قرار دهد.
از نکات مثبت فیلم، ریتم درونی تند آن است؛ طبیعتاً فیلمی پرتنش همچون «عادت نمی کنیم» نمی بایست کند پیش رود و باید هر دقیقه اش حساب شده باشد و کنش های فیلم با گذشت زمان بیشتر و بیشتر شوند تا فیلم به نقطه اوج برسد. در این باره بیشتر نمی نویسم زیرا همان طور که گفتم فیلم به لحاظ ساختار سه پرده ای، فیلمنامه نسبتاً ایده آلی دارد.
به باور من فیلمنامه نویس و فیلمساز در شخصیت پردازی ها تا حد زیادی موفق بوده اند اما در این میان کاراکتر «احمدرضا» سر و گردنی پایین تر از دیگر کاراکترهاست. دلیل سکوت و انفعالش در سراسر فیلم برایم مبهم است. اگر منطقی قوی در پسِ این سکوت نهفته بود آن گاه می شد بهتر علت و چرایی این سکوت و لجبازی را درک کرد اما به صرف این که او می خواهد با این رفتار به بی گناه بودنش مهر تأیید بزند و سکوت او نشانه ی بی گناهی اش است را درک نمی کنم آن هم در موقعیت خطیری که همسر او ممکن است به زندان فرستاده شود و زندگی مشترکش در آستانه فروپاشیست. برخلاف شخصیت احمدرضا که متأسفانه با بازی ضعیف محمدرضا فروتن وصله ای ناجور به فیلم است، شخصیت های دیگر فیلم عمیق اند. آن ها گذشته ای دارند که در زندگی حال حاضرشان نقش بازی می کند. شخصیت سیما (هدیه تهرانی) با آن سکوت و سردی و فداکاری درنهایت قربانی خیانت است و شخصیت منصور (حمیدرضا آذرنگ) خیلی خوب از آب درآمده است و بازی قوی آذرنگ نیز به این باورپذیری کمک می کند. پیش از تماشای فیلم تصور می کردم فیلم، فیلمِ هدیه تهرانی باشد اما «عادت نمی کنیم» فیلمِ ساره بیات است. ساره بیات، با خصوصیاتی متفاوت از فیلمِ اصغر فرهادی و نقش آفرینی های موفقش در فیلم هایی مثل «فصل فراموشی فریبا» در «عادت نمی کنیم» بازی بسیار قوی و درخشانی از خود ارائه می دهد که می توان از آن به عنوان یکی از برترین بازی های جشنواره امسال نام برد. پانته آ پناهی ها نقشی کلیدی در فیلم ایفا می کند؛ نقشی متفاوت که بازیگر آن را به نحو مطلوبی بازی می کند. ثمر، به نحوی حلقه ی ارتباطی میان چهار کاراکتر اصلی داستان است که گاه به آن ها کدهایی می دهد و نقشی تأثیرگذار در پیشرفت درام دارد و هدیه تهرانی، پس از مدتها کم کاری،این نقش سرد و درونگرا را –علی رغم شباهت بسیارش با کاراکتر مژده ی فیلم «چهارشنبه سوری» – خوب ایفا می کند.
مضمون اصلی فیلم «خیانت» است، مضمونی که این روزها در بسیاری از فیلم ها رایج شده و قطع به یقین رواج آن در آثار هنری نشئت گرفته از واقعیاتی ست که در جامعه رخ می دهند. فیلمساز توجه دقیقی به نوع مواجهه ی دو کاراکتر زن با این مضمون داشته است؛ برخوردِ کاملاً متفاوت زنی خیانت دیده که بچه دارد با زن خیانت دیده که بچه ندارد. فیلم درباره ی «عادت» هاست، عادت کردن به خیلی چیزها اما فیلمساز در نهایت می خواهد این را به ما یادآوری کند که گاه شرایط انسان را به جایی می رساند که دیگر نتواند عادت کند. همان شرایطی که ابتدا مهتاب و سپس سیما با آن مواجه می شوند و علی رغم برخوردهای متفاوت هیچ کدام “عادت نمی کنند!”
فیلم گاهی، دیالوگ های جذابی دارد که خوشبختانه اغراق آمیز هم نیستند و بسیاری از درونیات کاراکترها را به مخاطب منتقل می سازند، مثل همان دیالوگ کلیدی هدیه تهرانی که خطاب به ساره بیات می گوید:«وقتی همه چی خوب و خوشه که زندگی کردن هنر نیست» یا جایی که ساره بیات خطاب به فروتن می گوید:«تو هر وقت باید یه کاری کنی کلاً هیچ کاری نمی کنی.»
بهره گیری از تنالیته آبی در سرتاسر فیلم کمک زیادی به آرامش نسبی فضای فیلم در موقعیت های تشنج بار آن می کند.
از نکات مثبت فیلم موسیقی متن آن است. حامد ثابت امسال در دو فیلم «برادرم خسرو» و «عادت نمی کنیم» دو موسیقی متن درخشان داشت که متأسفانه از سوی هیئت داوران جشنواره آن طور که باید دیده نشد. موسیقی، حجم مناسبی دارد و جنس آن با جنس فیلم هماهنگ است.
تیتراژ ابتدایی فیلم، یعنی حرکت ماشینِ احمدرضا در جاده باران زده و آمدن اسامی روی شیشه ایده ای نه چندان خلاقانه اما زیبا بود. تیتراژی که با بافت فیلم همسان است و اتصالش به آن خوشایند.
در انتها، شاید موضوع فیلم کلیشه ای به نظر برسد و این سبک از فیلمسازی به سبکی تکراری در سینمای ایران بدل شده باشد اما به باور من، فیلمنامه ی نسبتا خوب و کارگردانی خوب ابراهیمیان و نقش آفرینی درخشان ساره بیات و در کنار او هدیه تهرانی، حمیدرضا آذرنگ و پانته آ پناهی ها، باعث شده اند پیام فیلم با نگاه و زاویه ای تازه به مخاطب منتقل شود و به تجربه ای قابل قبول در سینمای ابراهیمیان بدل گردد.

نوشته شده توسط یاسمن خلیلی فرد  منبع: روزنامه بانی فیلم

همچنین ببنید



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ماه محرم | محرم 2016 ، اس ام اس و کارت پستال ماه محرم
مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
نبض ترانه
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
عروس
سايت عروس
خرید بک لینک
مشاوره حقوقی
مدل مو
رنگ مو
مدل لباس
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.