تبلیغات

تبلیغات
منوی سایت
مروری بر گذشته

«دلبری» اقیانوسی آرام اما عمیق/ اشکذری دنیای فیلم را رها کرده است

 «دلبری» اقیانوسی آرام اما عمیق/ اشکذری دنیای فیلم را رها کرده است

«دلبری» قصد دارد دنیای یک قهرمان را به تصویر بکشاند اما خالق این دنیا آن را رها کرده است، مشخص نیست از دوربین چه می‌خواهد، گاهی نمای pov به مخاطب نشان می‌دهد و گاهی با دانای کل داستان را روایت می‌کند.

دلبری

دلبری

دلبری حال و روز خودمان را می گوید ،جامعه ای که صدای سنگین وسخت نفس کشیدن جانباز ها را می شنود اما ترس از این که درد آنها را نفهمد به چهرشان نگاه نمی‌اندازد

دلبری قصه طوبی(هنگامه قاضیانی) همسر یک جانباز قطع نخاعی به نام میثم را روایت می کند، همسری که یک سال ونیم است به خاطرحرکت ترکش در نخاع، دنیای قهرمان زندگیش محدود به یک تخت شده است و تنها راه ارتباط با او تعداد پلک‌هایی که برهم می‌دهد است

مخاطب قهرمان زندگی طوبی را نمی بیند،اما صدای نفس های او را می شنود ودنیایش را بانگاه او نظاره می کند. میثم در حال تماشا کردن جریان زندگی است.

بچه ها از جلوی چشمانش گذر می‌کنند، هربار یکی از آن‌ها سوالی می‌پرسد، گلایه‌ای می‌کند و یا به پدر خبری می‌دهد، حمید، مریم و علی منتظر رسیدن دایی رضا هستند، طوبی پسرش علی(محمدرضا شیرخانلو) را آماده می‌کند، زنگ تلفن به صدا در می‌آید، امیر حسین(عباس غزالی) است، داماد برای خاطره بازی آمده است، اما باید برود، دختر مردم منتظر اوست، یک بوق، دوبوق، سه بوق و هنوز قهرمان تنها نظاره‌گر جریان زندگی است.

 

بچه‌ها رفته‌اند، طوبی کنار قهرمان زندگی‌اش مانده است،حرف‌های ناگفته زیادی دارد، اما دلش برای صدای میثم تنگ شده است،کمی خودش را برای قهرمان لوس می کند، عشق ورزی می کند، سوال می پرسد: «اگر دوستم نداری یک بار چشماتو بهم بزن،اگر یکم دوستم داری دوبار چشماتو بهم بزن، اگر خیلی دوسم داری سه بار چشماتو بهم بزن.

خوب این یکی، دوتا،اینم سه تا،یقین داشتم که دوسم داری،چهارمی چرا،منظوری داری»

میثم دردی درونش موج می زند، اما صدایش در سینه می ماند،او خسته است،خسته از جاماندن، اما باصبر دلبری می‌کند  وخود را می رساند تا جانماند وآیه«وَلَاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سبیلِ اللّهِ أَمواتاً بَلْ أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرزقونَ»برای او صدق کند

طوبی می خواهد فریاد بزند،می خواهد خانه را بهم بزند،می خواهد طوفان به پا کند،امانباید کسی متوجه شود،امشب عروسی امیر حسین است،خودش را سرگرم می کند،خانه نامرتب است،فردا خانه اش پر میشود از مهمان،حرف های ناگفته زیادی دارد،اما میثم دیگر به او نگاه نمی کند،طوبی دلش برای صدای میثم تنگ تنگ است،دلش برای حرف های میثم تب کرده است،امامیثم گفته بود،گفته بود که دنیا جای ماندن نیست،دنیا شبیه بو کردن یک گل خوشبو است،حال طوبی مانده است و دنیای بدون قهرمانش

دنیای فیلم اشکذری شبیه یک اقیانوس آرام است اما پر عمق،اشکذری قصد خاطره بازی با تماشاگر  را دارد،اما مشکل از همین جا شروع می شود،کارگردان فراموش کرده است که دنیای فیلم باید مستقل از جهان بیرون باشد،مخاطب نباید برای ارتباط با فیلم رجوع کند به خاطره هایش،مخاطب فیلم می بیند که تجربه کسب کند،نه الزاماتجربه خود را مرور کند،شاید فردی چنین دنیایی را تجربه نکرده باشد واگر این چنین بشود، دلزدگی و کسالت برای او رقم خواهد خورد.

 

دلبری قصد دارد دنیای یک قهرمان را به تصویر بکشاند اما خالق این دنیا آن را رها کرده است،مشخص نیست از دوربین چه می خواهد،گاهی نمای pov به مخاطب نشان میدهد و گاهی با دانای کل داستان را روایت می کند،گاهی میزانسن ها به تصاویر روح  وحیات می بخشد وگاهی انقدر شلخته که در ذوق مخاطب می زند،موسیقی متن آگاه و ناآگاه به ذهن مخاطب حمله می کند،گاهی این حملات مخاطب را درگیر می کند و گاهی پس می زند،دلبری برپای بازی زیبای هنگامه قاضیانی،عباس غزالی(غزالی به بسیاری از بازیگران هم سن خود نشان میدهد که تاثیر گذاری تنها با دادو بیدا و فریاد زدن در مخاطب رخ نمی دهد) و محمدرضا شیرخانلو بنا شده است،فیلمی پر دیالوگ و پرمونولوگ،اشکذری اشتباه بزرگی کرده است،نه برای لوکیشن های محدود،نه برای شوخی های لوس و بی مزه فیلم،نه برای موسقی شلخته،بلکه برای نبود یک فیلمنامه خوب،فیلمی که با تک گویی وبازی یک بازیگر باید در ذهن مخاطب شکل بگیرد  پس باید برای تک تک واژه های بیان شده درفیلم ساعت ها وقت صرف شود تا کلماتی بی تکرار به ذهن مخاطب حمله ور شود و ذهن مخاطب را رها نکند،مسئله ای که نه تنها در فیلم دیده نمی شود بلکه مسائل ابتدایی یک فیلمنامه هم در نظر گرفته نشده است

دلبری حرف های عمیق و پر ارزشی می زند اما دفاع مطلوبی از آن ها نمی کند،کارگردان باید بداند که در چه فضایی در حال رقابت است،فضایی که شوخی ندارد،دلبری حرف می زند اما آنقدر اختلال در تکلم دارد که مخاطب عطایش را به لقایش می بخشد،اشکذری باید بداند فیلمی که به اکران عمومی وارد می شود،برای یک قشر خاص نیست که اگر بود تمام ایراد های بالا را می توان چشم پوشی واغماض کرد،اما زمانی که مخاطب نامعلوم وعام هستند پس باید کارگردان بداند که از چه چیزی در حال دفاع است و ابزار این دفاع بیانیه خواندن نیست بلکه خلق تصاویر است،اما با وجود تمامی ضعف ها، باید  به اشکذری برای ریسک به تصویرکشیدن چنین موضوع مهم ومغفول مانده ای تقدیر کرد،اما کارگردان برای ساخت این دنیای زیبا که نمایان گر سبک زندگی اسلامی و سختی های یک خانواده جانباز است باید تامل بیشتری انجام دهد،مسئله ای که مخاطب انتظار دارد در اثر بعدی کارگردان ببیند.

منبع: فارس

مهدی خرامان

همچنین ببینید



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فروشگاه اینترنتی کیف و کفش بلیط هواپیما
مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
جت پرینتر تاریخ زن
راهنمای خرید خودرو
لباس عروس
شیک ترین و جدید ترین مدل لباس عروس
تور های لحظه آخری
ارائه دهنده معتبرترین تورها از آژانس های مسافرتی
عروس
سايت عروس
فرش ایرانی
آموزشگاه زبان انگلیسی
بک لینک
مشاوره حقوقی
تور پوکت
پرسپولیس
مدل مو
مدل مانتو
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس
دوربین دیجیتال
سایت عاشقانه
عکس عاشقانه , اس ام اس عاشقانه , شعر عاشقانه
دانلود فیلم
آرشیو فیلم های برتر کلاسیک و روز سینمای جهان
طراحی وب سایت حرفه ای
درب اتوماتیک شیشه ای
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید و موزیک ویدئو های جدید با لینک مستقیم
زیورآلات بدلیجات دکوریکور
انگشتر گوشواره گردنبند سرویس کمربند گل سر
مزون
مرجع معرفی مزون های لوکس مانتو
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
خرید کریو
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.
کانال موزیک | کانال دانلود آهنگ جدید