بلیط هواپیما
منوی سایت
مروری بر گذشته
آموزش سئو

تبلیغات

جهانیها

سامتیک، سامانه خرید اینترنتی بلیط هواپیما و بلیط قطار با بهره گیری از جدیدترین تکنولوژی های روز و کادر متخصص و مجرب خود، با پیاده سازی بستری کاربر پسند و ساده و با ارائه خدمات با کیفیت در زمینه مسافرت هوایی و ریلی به شما کمک می کند با یک جستجوی ساده بلیط هواپیما و یا بلیط قطار مورد نظر خود را انتخاب و خریداری نمایید.
این وب سایت اقدام به جمع آوری تمام اطلاعات پرواز خطوط هوایی و ریلی ایران نموده تا با توجه به نیاز کاربران سهولت اسفاده از امکانات جهت خرید اینترنتی بلیط ارزان هواپیما چارتری و سیستمی و بلیط قطار در فضای مجازی بر اساس آخرین تغییرات در اختیار کاربران قرار گیرد.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید.

برای خرید خودرو، در بین هزاران آگهی فروش خودرو جستجو نموده و خودروی موردنظر خود را انتخاب نمایید. برای فروش خودرو، نسبت به ثبت آگهی فروش خودرو اقدام کنید. از اخبار روز بازار خودرو و قیمت به روز خودرو مطلع گردید.

خلاصه داستان “سریال لطیفه” | قسمت آخر سریال لطیفه

خلاصه داستان “سریال لطیفه” | قسمت آخر سریال لطیفه

خلاصه داستان سریال لطیفه,سریال لطیفه

خلاصه داستان سریال لطیفه

سریال ترکیه ای لطیفه (Kara Para Ask) مجموعه ی تلویزیونی که از سال 2014 در شبکه atV ترکیه در حال پخش است. این سریال یکی از پرطرفدارترین سریال های ترکی می باشد ،که کارگردانی این سریال را کرم کاتای- Kerem Catay به عهده دارد.

عمر دمیر با هنرنمایی (انگین اکیورک) در نقش کمیسر پلیس در شعبه جرایم سازمان یافته در وان و لطیفه دریا با بازی (طوبا بویوکاوستون) دختر یک خانواده ثروتمند که یک طراح موفق است و که در رم زندگی می کند.

لطیفه دنیرز (نقش اول زن سریال) که یک طراح جواهر و زیروآلات در رم زندگی می کند تصمیم می گیرد در شب تولدش در کنار خانواده اش در استانبول باشد.

عمر دمیر (نقش اول مرد سریال) که کمیسر پلیس می باشد و در وان ترکیه خدمت می کند و می خواهد با سیبل آنداچ نامزد کند.

پدر لطیفه و نامزد عمر در شب تولد لطیفه به طور مشکوک در ماشین احمد دنیزر (پدر لطیفه) کشته می شوند. و از این طریق عمر و لطیفه با هم آشنا می شوند. پدر لطیفه که یک سری الماس داشته را جایی پنهان می کند و دشمنانش او را به قتل می رسانند. فردا آن روز پلیس خبر مرگ لطیفه رو میاره و لطیفه به هماره خانواده ش یعنی مادر و خواهرش بزرگش آسلی و نیلوفر خواهر کوچیکترش به پزشکی قانونی میرن. زرین مادر لطیفه به خاطر مرگ شوهرش خیلی ناراحته و نمیتونه برای شناسایی همسرش به سردخونه بره، لطیفه خودش میره و مرگ پدرش رو تایید می کنه.

حسین دمیر برادر بزرگ عمر در اداره پلیس استانبول کار میکنه و مادر عمر الوان پیش اونا زندگی میکنه.

طاهر دوندر که دوست خانوادگی لطیفه بود از طریق متین دوندر برادرزاده اش که اسم واقعی ش فاتح هست ، لطیفه و نیلوفر را تهدید به مرگ میکنه و نیلوفر را گروگان می گیره که لطیفه الماس ها را پیدا کنه و به آنها تحویل بده. لطیفه از موضوع گروگانگیری نیلوفر به خانواده اش چیزی نمیگه. عمر به این قضیه مشکوک می شود و لطیفه را تعقیب می کند. لطیفه به رم می رود که الماس ها را پیدا کند و عمر نیز به رم می رود. اما در رم لطیفه به کمک عمر می تواند دفتر کار مخفی پدرش را پیدا کند که در آنجا با الماس های تقبلی مواجه می شود و همچنین مدارکی که نشان می دهد پدر لطیفه با نام و شرکت لطیفه پول شویی می کرده و عمر به او می گوید که او را کمک می کند. متین با دادن قول دروغ به لطیفه که نیلوفر را آزاد می کند او را وادار به امضای یک سری مدارک می کند که ثابت می کند که خود لطیفه نیز پول شویی کرده است. نیلوفر بعد یه مدت عاشق متین میشه و میتن اون رو اسیر خودش میکنه.

عمر و لطیفه بخاطر این قضیه رابطه هاشون روز به روز بهتر میشه و عاشق هم میشن و به خانواده های همدیگر آشنا میشن و رابطه شونو اعلام میکنن. عمر و لطیفه به هم قول میدن که قاتل و الماس ها رو پیدا کنند و  میتن رو دستگیر کنن. بهار چنار دوست صمیمی لطیفه که تو شرکتشون کار میکنه با لونت در ارتباطه و میخوان به هم ازدواج کنن.

ملک ﻫﻤﺴﺮ ﺣﺴﯿﻦ بخاطر ﭘﻮﻟﺸﻮﯾﯽ ﺳﯿﺒﻞ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺳﯿﺒﻞ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﻣﯿﮑﻨﻪ. ﭘﺪﺭ ﺳﯿﺒﻞ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻓﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ . ملک ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﺴﺒﺐ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ ﺳﯿﺒﻞ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ.

طاهر رئیس قاچاقچیان اعضای بدن انسان و یک قاتل هست و هر وقت کسی رو میکشه سریع در اتاق کار مخفی ش اعضای بدن اون فرد را در میاره و میفرشه. طاهر زن جوانی به نام پینار داره که با شوهر اسلی تانر (خواهر بزرگ لطیفه) رابطه پنهانی داره و این موضوع رو طاهر میفهمه و تانر رو به قتل میرسونه و پینار رو شکنجه میده و میخواد اونو بکشه. مرت دوندر تنها پسر طاهر که علاقه ی زیادی به نیلوفر داره.طاهر چندتا بیمارستان و هتل داره و تو همه اداره ها دست داره و همه رو خریده حتی داداش عمر برای طاهر کار میکنه.

عمر با لطیفه به مراسم خیریه ای که طاهر برگزار کرده میره و باهاش روبرو میشه و میگه من میدونم تو قاتل احمد و سیبل و تانر هستی و قتل اون دوتا رو به گردن تانر انداختی طاهر انکار میکنه. لطیفه میبینه که عمر و طاهر دارن باهم صحبت میکنن و طاهر حالش بد میشه و به لطیفه میگه که عمر چی گفته، لطیفه ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻋﻤﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﻋﻤﻮ طاهررو ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ، ﺗﻮ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﯿﺮﺗﺮﯾﻦ ﺁآﺩﻣﻬﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻬﻤﺖ ﻣﯿﺰﻧﯽ!  ﻋﻤﺮ ﻣﯿﮕﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﺷﻮ ﺑﭙﻮﺷﻮﻧﻪ، ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﯿﺮ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ.

آسلی متوجه میشه که حامله س اون از مرگ شوهرش تانر خیلی ناراحته و با مادرش زرین دعواش میشه و اون رو از پله های خونه هول میده و میمیره و خودش هم حالش بد میشه و بچش سقط میشه.

آرتا و پلین که همکارای عمر هستن  و تو این راه به عمر خیلی کمک میکنن.

ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻣﺘﯿﻦ، لطیفه ﺭﻭ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﭘﻮﻟﺸﻮﯾﯽ ﮐﺮﺩﻩ، ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺘﯿﻦ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ. ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﺮﺕ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻓﻮﺭﺍ ﭘﯿﺸﺶ ﺑﯿﺎﺩ . ﻣﺮﺕ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻪ ﻭ ﻧﯿﻠﻮﻓﺮﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﮑﻨﻪ . ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﺑﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯿﮕﻪ لطیفه ﺑﺨﺎﻃﺮ من و آﺳﻠﯽ زﻧﺪﮔﯿﺸﻮ ﺗﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩ. ﻧﯿﻠﻮﻓﺮ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ، لطیفه ﺭﻭ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻼﻑ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ، ﻣﻨﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﻭن آﺩﻣﯽ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ لطیفه ﺭﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻩ.

میتن نیلوفر رو به خونه مادرش میبره و میخواد سوپرایزش کنه و و  ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﻣﺘﯿﻦ ﻣﯿﮕﻪ ﺳﻮﺭﭘﺮﺍﯾﺰ ﺍﺻﻠﯿﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﯽ. ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﭘﺪﺭﻡ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ، ﻭﻟﯽ ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﻮ ﻋﻤﻮﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ یعنی طاهر در واقع بابامه اما طوری رفتار میکنم که انگار نمیدونم. ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﯾﻪ ﺳﻔﺮ ﺑﻪ ﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﻮﺽ ﻣﯿﺸﻪ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﻣﻨﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﻘﻢ ﺭﻭ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ.

حسین و علی و طاهر با هم دستشون تو یه کاسه س و میخوان عمر رو از این پرونده دور کنن و عمر به خاطر اینکه نامزدش کشته شده و به لطیفه قول داده که قاتلا و خلافکارو پیدا کنه دست از این ماجرا بر نمیداره.

لطیفه  به جرم پول شویی به زندان میره و اتفاقاتی تو زندان براش …

خلاصه داستان سریال لطیفه,سریال لطیفه

خلاصه داستان سریال پول سیاه عشق

عمر دمیر در اداره پلیس وان مشغول خدمت است . لطیفه دختری با اعتماد به نفس است که روی پای خودش ایستاده و به پول پدرش دل نبسته . لطیفه که در رم زندگی میکند و طراح جوهرات است برای جشن تولدش به استانبول میاد . در یک شب دختری که عمر قرار است با آن ازدواج کند به همراه پدر لطیفه در یک ماشین کشته پیدا میشوند.و این جنایت بزرگ پلی میشه برای ارتباط عمر و لطیفه . از یک طرف لطیفه توسط یک عده دزد و تبهکار که ادعا میکنن پدر لطیفه الماس های اونا رو دزدیده تهدید میشود از طرف دیگر عمر به دنبال پیدا کردن دلیل قتل نامزدش است .لطیفه بعد از اینکه میفهمد عمر پلیس است از او میخواهد اطلاعاتی که در مورد این پرونده به دست میارود را در اختیار او بگذارد اما عمر قبول نمیکند . ارتباط عمر و لیطفه رفته رفته بیشتر شده و …

خواهر لطیفه نیلوفر در دام مرد بدی گرفتار شده است، لطیفه و عمر به نیلوفر کمک می کنند. نقش مادر لطیفه را نباهت چهره (مادر سلطان سلیمان) بازی می کند. در فیلم لطیفه عشق تووانا تورکای در نقش بهار چنار دوست لطیفه نیز هنرنمایی می کند.

و بسیاری از ماجرای های دیگر که در ادامه سریال خواهید دید.

همچنین ببینید

منبع : تاپ ناز



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

47 پاسخ به “خلاصه داستان “سریال لطیفه” | قسمت آخر سریال لطیفه”

  1. رها صبری می‌گه:

    خیلی بد بود انتظار داشتم که خلاصه ی قسمت آخر لگیفه را ببینم نه چیزی را که در اوایل فیلم می توان فهمید
    کلا بد بود

  2. گل گل می‌گه:

    این سریال در شبکه atv ترکیه در حال پخش شدن است، از سریالی که هنوز تموم نشده انتظار دارید آخر فیلم نامه اش رو بدونین؟!!!!!!!!

  3. مجيد می‌گه:

    خیلی مسخره اس حداقل بیشتر از تلوزیون توضیح میداد خوب بود

  4. مجيد می‌گه:

    مرسی لطفا عکسارو بیشتر کنید

  5. ﺳﺤﺮ می‌گه:

    ﻋﺎﻟﯽ ﻟﻄﻔﺎ بگید ﻟﻄﯿﻔﻪ ﺑﺎ ﻋﻤﺮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﻪ

  6. صدف می‌گه:

    خیلی قشنگه من عاشق سریالشم

  7. ایمان می‌گه:

    خیلی مطلب زایه ای بود

  8. یه دوست می‌گه:

    بارها وایمان موافقم درضمن اگه میشه این گلگل و دهنشو ببندین ممنون

  9. فرناز می‌گه:

    من ی قسمت توی ترکیه دیدم که لطیفه زندانی شده بود وعمر به ملاقاتش در زندان رفته بود

  10. شیما می‌گه:

    واقعن خیلی فیلم خوبیه

  11. ناشناس می‌گه:

    ایا لطیفه قاتله

  12. dina می‌گه:

    سریال بسیار قشنگیه ولی خواهشا فورااا قسمت اخرشو بذارید که ما بخونیمش خیلی کنجکاوم

  13. مرتضی می‌گه:

    تا اینجاروکه خودمون میدونیم اخرشو بگید
    من تو ترکیه بودم شنیدم لطیفه و عمر ازدواج میکنن باهم حالا نمیدونم صحت داره یا ن

  14. ناشناس می‌گه:

    فیلم معرکه أی هستش ممنون إز پخش شما

  15. فاطمه می‌گه:

    خیلی بدنوشته بودید

  16. فاطمه می‌گه:

    سلام ایا پایان فیلم لطیفه وعمربهم میرسن وپایانش خوشه؟؟؟؟

  17. سارا می‌گه:

    بابا چرا نمیگین آخرش چى میشه تو کفش موندیم. دیگه از هر چى فیلم بدم اومد

  18. سارا می‌گه:

    فیلم نسبتأ قشنگیه ولى اگه میدونستیم آخرش چى میشه قشنگ ترم میشد

  19. سارا می‌گه:

    با نظر مجید موافقم

  20. ناشناس می‌گه:

    سریال خوبی است دوسش دارم

  21. علی می‌گه:

    جدا خیلی این سریال رودوس دارم

  22. علی می‌گه:

    دوستان میشه قسمت اول سریال لطیفه رو برام بنویسین لطفا

  23. sama می‌گه:

    در مورد اسلی همه چیز درست نبود در واقع هیچ چیز در موردشدرست نبود و همین طور نیلوفر

  24. mehrnaz می‌گه:

    اوووووف این چیزایی ک اینجا نوشته بود ک دیدم

  25. عروسک می‌گه:

    هه خخخخخخخخخخخ

  26. لاو می‌گه:

    عمر با حسین داداش چیکار میکنه؟؟

  27. محمد می‌گه:

    خیلی مسخره بود

  28. محمد حسین می‌گه:

    در شبکه ی طلوع در حال پخش و چند قسمت دیگه تمام می شود و در شبکه طلوع حسین را گرفته اند

  29. رحمان می‌گه:

    بایدخلاصه قسمت آخر میدادین نه اینکه داستان تعریف میکنیین

  30. ترنم می‌گه:

    چرا کسى جواب نمى ده

  31. به تو چه می‌گه:

    سریالش خیلی قشنگه

  32. شایان می‌گه:

    خیلی عالی بود لطفا بگید که لطیفه با عمر ازدواج میکنه یا نه

  33. شایان می‌گه:

    خیلی عالی بود لطفا بگید که لطیفه با عمر ازدواج میکنه یا نه

  34. عاشق می‌گه:

    تااینجاکه میدونستیم خ ضایه بووود اخراشو بگین بی زحمت

  35. ابی می‌گه:

    قسمت اخرشو بگین خووووو
    تا اینجارو خودش داره میده

  36. amin می‌گه:

    جقدر شما زر زیادی میزنید داهاتی های بی کلاس ایشششش

  37. amin می‌گه:

    ادم های خنگ بیکار

  38. صداقت می‌گه:

    می خواستی چیکار کنه خوب باهاش دعوا میکنه

  39. نادیا می‌گه:

    عاشق این سریال هستم.

  40. بی نام می‌گه:

    آخرش معلومه دیگه معلوم میشه حسین قاتله لطیفه و عمر هم به هم میرسن ارتا و پلین هم با هم ازدواج میکنن

  41. بی نام می‌گه:

    البته من اینجوری حدس زدم چکاوک رو هم نگا کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ماه محرم | محرم 2016 ، اس ام اس و کارت پستال ماه محرم
مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید
نبض ترانه
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
عروس
سايت عروس
خرید بک لینک
مشاوره حقوقی
مدل مو
رنگ مو
مدل لباس
عکس
عکس,‌ عکس بازیگران,‌عکس جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.