منوی سایت
مروری بر گذشته

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان see more

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان just click for source

این سریال موضوع خانواده ای است که به شهر بزرگ ترکیه استانبول مهاجرت میکنند و با رویداد های تازه ای به شکل ناخواسته روبرو میشوند. click

click to see more شخصیت اصلی این سریال مردی به نام علیرضا است که همراه همسرش هایریه و پنج فرزندش: فیکرت،شفکت،نژلا،لیلا،عایشه در شهر کوچکی زندگی میکنند.نژلا در دانشگاهی واقع در استانبول قبول میشود.علیرضا و تمام خانواده اش به استانبول میروند.علیرضا و خانواده اش به خانه ای اصیل و با اصالت ولی غیر قابل سکونت میروند و پس از تعمیرات در آن جا ساکن میشوند.خانه دو طبقه بود در طبقه اول آشپز خانه،سالن٬دو اتاق که یکی از آن ها اتاق کار علیرضا و دیگری اتاق خواب شفکت بود.در طبقه دوم یک بالکن و سه اتاق بود که یکی از آن ها اتاق خواب لیلا و نژلا٬و دیگری برای فیکرت و عایشه و آخرین اتاق برای علیرضا و همسرش هایریه بود.همچنین این خانه یک باغچه بزرگ و پر از گل و گیاه داشت که در وسط آن یک حوض گرد و آبی بود که مورد پسند همه بود.فیکرت در شهری که قبلا زندگی میکردند با مردی نامزد کرده بود که به خاطر مخالفت پدرش از او جدا شد.لیلا خواهر کوچکتر نژلا به دبیرستان میرود.شفکت هم زندگی خود را داشت در دوران سربازی میگزراند.علیرضا و خانواده اش در حال اسباب کشی و جابجایی اشیا بودند که همسایه جدیدشان نئیر و دخترش صدف برای خوش آمد گویی و آشنایی با یک ظرف شیرینی به خانه آن ها میروند.نئیر یک خیاط بود و دخترش هم درس میخواند تا در آینده بتواند طراح لباس شود.از زمان آشنایی نئیر و هایریه آن ها با هم دو دوست صمیمی شدند و مدام با هم درد و دل میکردند.صدف هم چون هم سن وسال لیلا و نژلا بود با آن ها دوست شد.صدف در حین جابجایی عکس شفکت را دید و عاشق او شد.مدتی بعد از اسباب کشی شفکت از سربازی برگشت و در بانکی مشغول به کار شد .شفکت در بانک با دختری متعهل به نام فرخنده آشنا شد.فرخنده برای ادامه دادن رابطه خود با شفکت ازدواج خود را پنهان کرد.روزی شفکت پس از صرف صبحانه در حال خارج شدن از خانه صدف را دید صدف قرار بود برای خریدن دکمه به مغازه ای برود .پس از خریدن دکمه صدف پولی برای برگشت ندارفت.ماشینی جلو ی صدف ترمز کرد که در آن پسری خوشتیب به نام اوز بود.صدف مجبورا سوار شد.پس از رسیدن اوز کارت خود را به صدف داد و با او قرار گزاشت.صدف به اوز گفته بود اسم من نژلا است.صدف وقتی به خانه رسید به نژلا زنگ زد. نژلا پیش صدف رفت.صدف به نژلا موضوع را توضیح داد و گفت:در راه پدرت من و اوز را دید.برای آن که پدرت قضویه را اشتباه نفهمد بگو اوز یکی از اقوام صدف است.صدف کارت به نژلا نشان داد و گفت قصد دوباره دیدن اوز را ندارد نژلا کارت را به طور پنهانی از اتاق صدف برداشت و با اوز قرار گذاشت…….

visit web page تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان learn more here

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان http://easycoupon.com.au/map

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان article source

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر بازیگران سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

تصاویر سریال برگ ریزان

جدیدترین عکس‌های سریال برگ ریزان,تصاویر سریال برگ ریزان

همچنین ببینید

منبع : گردآوری جهانی‌ها

لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.




مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
X nex1network