بلیط هواپیما
منوی سایت
مروری بر گذشته

اشعار رحلت حضرت محمد (ص)

اشعار رحلت حضرت محمد (ص)

اشعار رحلت حضرت محمد (ص),شعر وفات پیغمبر

اشعار رحلت حضرت محمد (ص)

  بسکه از آه، دل شعله ورت می سوزد
با تماشای تو قلب پدرت می سوزد

ای جگر گوشه ی من شعله مزن بر جگرم
جگرم سوخت ز بسکه جگرت می سوزد

زودتر از همه پیش پدرت می آیی
زودتر از همه شمع سحرت می سوزد

بعد من هرچه بلا هست سرت می آید
بعدمن وای که پا تا به سرت می سوزد

زیر پرهای تو آرام گرفتم بابا
حیف از شعله ی در بال و پرت می سوزد

گاه در کوچه ای از درد زمین می افتی
گاه از ضرب کسی چشم ترت می سوزد

گاه یک نقش به یک روی تو جا می گیرد
گاه یک زخم به روی دگرت می سوزد

گاه در پشت در خانه ی خود می نالی
چشم وا می کنی و دورو برت می سوزد

یک طرف دست تو در پای علی می شکند
یک طرف دخترکت پشت سرت می سوزد

از صدای تو در آن شعله علی می فهمد
که اگر فضه نیاید پسرت می سوزد

حسن لطفی

**********اشعار رحلت حضرت محمد (ص)**********

حس میکنم رفتار تو تغییر کرده
این روزها کردار تو تغییر کرده

هم صبح و ظهر و هم سرشب دیدن من
می آیی و گفتار تو تغییر کرده

یک فاطمه میگویی و دلشوره دارم
چون نحوه ی دیدار تو تغییر کرده

چیزی شده ای سایه ی روی سر من؟
مهمانی این بار تو تغییر کرده

چیزی شده ؟ با مرتضای من چه گفتی؟
این روزها سردار تو تغییر کرده

حس میکنم مانند یک ابر بهاری
بابای از گل بهتر من گریه داری

بابا مگرنه اینکه هستم محرم تو
هستم همیشه مونس تو همدم تو

حالا بگو دیگر چرا حالت گرفته ست
هستم شریک درد و آه و ماتم تو

بابا به قربان تو و موی سپیدت
بابا به قربان تو و قد خم تو

ای کاش می مردم نمیدیدم پدرجان
چشمان خیس و گریه های نم نم تو

میگویی از دلتنگی و دیدار مادر
ماندم چگونه تا کنم با این غم تو

سنی ندارم من یتیمی سخت باشد
بابا دعا کن دخترت خوشبخت باشد

بابا دعاکن ماتمی دیگر نبینم
بعد از تو مظلومیت حیدر نبینم

دعوا سر حق و حقوق و جانشینی
دعوا سر عمامه و منبر نبینم

بابا دعاکن مرتضی را دست بسته
مستاصل و درمانده و مضطر نبینم

بابا دعاکن در تمام طول عمرم
برسینه ی خود جای میخ در نبینم

یا لااقل در راه برگشتن به خانه
سنگ صبورم را به چشم تر نبینم

بابا برو سه ماه دیگر میرسم من
با چادرخاکی بر سر میرسم من

علیرضا خاکساری

**********اشعار رحلت حضرت محمد (ص)**********

گرفته بوی شهادت شب وفاتش را
بیا مرور کن ای اشک خاطراتش را

مورخان بنوشتند با سرشک یتیم
هجوم درد به سر تا سر حیاتش را

سه سال شعب ابیطالب و شکنجه و ظلم
چقدر مرگ خدیجه فسرد ذاتش را

چه سنگ ها که بر آیینهُ وجودش خورد
چه طعنه ها که ابوجهل زد صفاتش را

برای غارت جانش قریش خنجر بست
ولی خدای علی خواسته نجاتش را

دلش چو ماه شکست و دو نیم شد اما
ندید سبزی یِ باران معجزاتش را

حرا شروع رسالت غدیرخم پایان
ادا نمود تمامی یِ واجباتش را

…و بعد غیر علی هر که رفت در محراب
شنید نعرهٔ لا تقربوا الصلاتش را

میثم مؤمنی نژاد

**********اشعار رحلت حضرت محمد (ص)**********

دخترم گریه ی تو  پشت مرا می شکند
بیش از این گریه نکن قلب خدا می شکند

رحم کن بر دل خود آب شدی از گریه
بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند

تا که نشکسته قدت راه برو در بر من
که پس از رفتن من دیده بلا می شکند

باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا
حیف یک روز کسی دست تو را می شکند

تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو
حرمت شیر خدا را همه جا می شکند

کودکانت همه در پشت سرت می لرزند
که در خانه به یک ضربه ی پا می شکند

می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی
ضربه ای می رسد و آینه را می شکند

بس که دنبال علی روی زمین می افتی
دل جدا سینه جدا شانه جدا می شکند

 همچنین ببینید

منبع : mahdivahidi.ir



لینک های جذاب
وبگـــردی
نظرات کاربران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب پر بیننده
تبلیغات متنی
ابزار وبلاگ
بلاگرز
دانلود نرم افزار
دانلود نرم افزار
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید ایرانی
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
بک لینک
بک لینک
سامانه پیامک
سامانه پیامک
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
تور ترکیه
تور ترکیه
قاب گوشی
قاب گوشی
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
سئو ارزن
سئو ارزن
طراحی سایت ارزان
طراحی سایت ارزان
خرید هاست ارزان
خرید هاست ارزان
اخبار روز
اخبار روز
دانلود آهنگ جدید
نبض ترانه
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
دانلود آهنگ جدید
آهنگ
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
خرید بک لینک
مشاوره حقوقی
ثبت شرکت
ثبت شرکت
مبلمان سام اکسون
مبلمان سام اکسون
خرید کریو
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :)
مطالب پر بیننده
.

انجمن